محمد حسن خان اعتماد السلطنه
615
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
شورشها و جنگهاى دورهء چهل ساله شورش بر جماعت ماكويى در تهران ( ص 61 - ص 37 چاپ اول ) حاجى ميرزا آقاسى چون خود اهل ايران بود و در ماكو بزرگ شده بود در دورهء صدارتش سربازان ماكوئى را به خود اختصاص داد و آنها را چنان مسلط كرده بود كه صريحا شبها با چراغ به خانهء مردم به دزدى مىرفتند و زن و بچهء مردم را بىسيرت مىكردند و چه بسا مردم هم به علت حمايت حاجى از اينها جرأت دمزدن نداشتند و اگر هم شكايتى مىكردند حاجى متصوف به تركى مىگفت اگر اين تركان با اطفال شما فلان كار نكنند پس با من بكنند . ( صدر التواريخ ، ص 183 ) يعنى صدراعظم صوفى تلويحا عمل آنها را مجاز مىشمرد و آنها را براى فعل زشت تشويق مىنمود . عجب آنكه اين سربازان متعدى متجاوز كه حاجى آنها را براى محافظت خود تقويت مىكرد چون محمد شاه درگذشت و مخالفت اعيان دربار با حاجى ظاهر شد از دور او پراكنده شدند و او را بازى نگرفتند تا حدى كه حاجى نتوانست در پايتخت بماند و پيداست كه با چنين سربازانى مردم پايتخت چه بايد بكنند . شمهاى از حركات و رفتار اين جماعت در صدر التواريخ و ديگر كتب تاريخى دورهء قاجاريه آمده است . ( با استفاده از صدر التواريخ ص 179 و 183 ) طغيان سيف الملوك ميرزا ( ص 61 - ص 37 چاپ اول ) ظل السلطنه متولد روز دوشنبه 8 رجب 1224 كه به دختر داماد نايب السلطنه بود ، در موقعى كه وليعهد از اردبيل عازم عراق بود در خدمت وليعهد بود ( تاريخ نو ص 142 ) . چون وليعهد مأمور آرام ساختن يزد و كرمان گشت و اين مأموريت را به خوبى انجام داد حكومت كرمان را به سيف الملوك ميرزا داد . ( فرماندهان كرمان ، ص 17 ) حكومت وى در كرمان دوسه ماه بيشتر طول نكشيد چه فرمانفرماى فارس يعنى حسينعلى ميرزا به بهانهء مهاجرت ايلات فارس به كرمان به آن شهر لشكر كشيد و سيف - الملوك از جلوى او گريخت . به اين ترتيب كه ابتدا تسليم شد و فرمانفرما او را روانهء